این قدر براے آیینه خط و نشان نکش
به در و دیوار نزن ، رهایش کن
همین صبح امروز ساعت بزرگ دیوارے خانه را به زمین مے کوبیدند
تا کسالت ثانیه ها را پاک کنند
اینجا جاے همه چیز با هم عوض شده است
پنجره، دیواریست که باز و بسته مے شود
و آیینه چهره ے درهم رفته ے زمان را با رخت سیاه
روی تابلوے ورود ممنوع پوشانده است
تا...